من یک عمربه خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد. می توانسته اما رسوام نساخت و مرا مورد قضاوت قرارنداد!
هرچه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضرشد. اما من هرگز حرف خدا را باور نکردم.
وعده هایش را شنیدم اما نپذیرفتم. چشم ها و گوش هایم را بستم تا خدا را نبینم و صدایش را نشنوم.
من ازخـــدا گریختم بی خبرازآن که او با من و درمن بود !
می خواستم کاخ آرزوهایم را آن طور که دلم می خواست بسازم نه آن گونه که خدا می خواهد. به همین دلیل اغلب ساخته هایم ویران شد و زیر خروارها بلا ومصیبت ماندم.
ازهمه کس کمک خواستم اما هیچ کس فریادم را نشنید و یاری آموزش غیر حضوری کارشناسی جذب با ان ال پی...
ما را در سایت آموزش غیر حضوری کارشناسی جذب با ان ال پی دنبال میکنید
برچسب: راه و رسم عاشقی,راه و رسم عاشقی شعر,راه و رسم عاشقي,داستان راه و رسم عاشقی,راه رسم عاشقی, نویسنده: بازدید: 238 تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 0:18